تبليغاتX
هومن وآرمین
هومن وآرمین

با سلام

ماپیشاپیش به مناسبت عید نوروز قابمون رو عوض کردیم

امید واریم شما هم خوشتون بیادتا بعد

اه راسی یادم رفت این گلها هم تقدیم به شما


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28 | ساعت3:58 بعد از ظهر | توسط |


چند آگهی تبلیغاتی (طنز)
فروشي
اينجانب سيروس مفنگي سابق، مدت يك ماه است كه ترك كرده ام و الان پاكم، لذا تمامي مواد جاسازي شده در منزلم را به قيمت خريد، به فروش مي رسانم!
*سيروس خان فعلي

نيازمنديم
به يك متن درام و تأثيرگذار و اشك درآور براي سخنراني در يك جمع رسمي ترجيحاً تا چند ماه ديگر نيازمندم!
*يك كانديدا

گمشده
قبض تلفن همراه اينجانب گم شده است. از يابنده تقاضا مي شود كه مبلغ آن را پرداخت نمايد و رسيد بانك را به عنوان مژدگاني نزد خودش نگاه دارد!
*شهروند دست و دلباز

آگهي
براي رهايي از عذاب دوزخ و برزخ به ما مراجعه كنيد !ما گناهان گذشته، حال و آينده تان را به شما متذكر خواهيم شد تا براي جبران و جلوگيري از وقوع آنها اقدام نماييد!
*مامان نرجس و شركا

نيازمنديم
به 10 نفر از همشهريان عزيز براي كار در آزمايشگاه داروسازي با حقوق بالا نيازمنديم. افراد بي كس و كار در اولويت استخدام مي باشند!
*واحد تست داروهاي تازه كشف شده

فروشي
اينجانب تمامي كتابهاي دانشگاهي، جزوات، كتابهاي تست، كيف سامسونت، كت و شلوار و هر چه مربوط به درس و دانشگاهم است را زير قيمت به فروش مي رسانم!
*سرباز وظيفه فعلي

نيازمنديم
به يك خدمتكار خانم براي كار در هتل از ساعت 6 صبح تا 12 شب با حقوق 30 هزار تومان در ماه نيازمنديم!
*هتل خانواده تنارديه

تضميني
انواع سفارش قتل و ضرب و جرح بچه، مادر بچه و پدر بچه با خودرو پذيرفته مي شود!
*شاهين درايور

ابراز همدردي
رايس عزيز!
كم كم به پايان دوره فعاليت شما در كابينه بوش نزديك مي شويم. فقدان انسان باشخصيتي مثل شما كه همانند مرواريدي سياه(!) در جهان سياست مي درخشيديد براي ما قابل تحمل نيست !حتي «تسيپي ليوني» هم كه جانشين اولمرت شود، دردي را دوا نمي كند !به اميد آنكه سفرهاي خاورميانه اي خود را هيچ گاه فراموش نكنيد!
ارادتمندان شما-جمعي از سران كشورهاي عرب منطقه

انتشارات البرادعي و شركا تقديم مي كند:
- آموزش جامع «يكي به نعل، يكي به ميخ!» (پرفروش ترين كتاب ديپلماتيك!)
- كنكاشي در دكترين چماق و هويج !
- شرحي بر تفنن سياسي در ديپلماسي هسته اي !(چاپ اول)
- تاريخچه مبادله در غلتان و آبنبات چوبي !(چاپ شونصدم!)
براي كسب اطلاعات بيشتر به آژانس مراجعه كنيد

بنزين موجود است!
ديگر نگران تأمين بنزين براي خودروي خود نباشيد!
كارت سوخت شما پيش ماست!
بنزين را با قيمت مناسب از ما بخريد
*توفيق


از دست ندهيد!
سي دي تبليغ تلويزيوني ماي بي بي رسيد !
بدون سانسور- اورجينال- كيفيت آينه!
*كلوپ موزون نما!



+ نوشته شده در جمعه 1387/11/11 | ساعت10:1 قبل از ظهر | توسط |


اگر می خواهید مثل قالب ما را داشته باشید ایمیلتان را در بخش نظرات قرار دهید.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/19 | ساعت4:50 بعد از ظهر | توسط |


يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول
ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه
ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه
شما آبرويه من را خريديد اين آدرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم 
 اگه خواستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند
 ميشه وميگه آقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا ي
  حساب من

 

لره مياد تهران مي‌بينه همه آستين کوتاه پوشيدن، ميگه: عجب، پس اينا
 دماغشونو با چي پاک ميکنن؟

 


يك روز يه لر مي گوزد كمرش رگ به رگ مي شود

 

لره به تركه ميگه: نميدونم چرا از س_س سير نميشم، تركه ميگه: بزار لاي
بربري سير مي‌شي

 


لره میره جهنم بهش میگن ۵۳/۴۸۳ رکعت نماز بدهکاری! میگه : ۴۸۳ رکعت
قبول ولی اون ۵۳صدم واسه چیه ؟ میگن به خاطر کوسینوس زاویه انحراف از
قبله هست

 

يه روز يه لر مي ره مخابرات وقتي نوبتش مي شه مسئول مي گه كه لر بره
كابين آخر . بعد از كابين آخر دستشويي بوده لره مي ره تو
دستشويي دسته سيفون رو به جاي گوشي مي گيره ميگه الو بوآ بوت مياد ولي
صدات نمياد

          


یه شب تو لرستان داشتن همه لرا این برنامه رو میدیدن که شوهر لورا بهش
میگه شب بخیر لورا !! تو لرستان همه لورا تلویزیون رو خاموش میکنن می
رن میخوابن!!

 

 لره توی اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، میره به راننده میگه: آقای
راننده واسه کی داری رانندگی می کنی؟! اینا همه خوابن!!

 


لره  داشته شلوارشو تو رودخونه میشسته یه دفعه آب شلوارشو میبره
میگه حیف اون همه گوز که من تو اون شلوار دادم

 


لره می ره دزدی تفنگشو می زاره پشت گردن یارو می گه : پولارو می دی یا
با لگد بزنم تو ک...نت ؟؟
  

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

 

 


از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه

 

 

 

زنِ تركه دو قلو ميزاد،‌تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌به يارو ميگه:‌حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم

 

 

 


تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال ميكنين براتون ميريدم

 

 

 

 تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا

 

 

 

تركه ادعاي بيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد

 

 

 


تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه

 

 

 


دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي‌كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش  ميپرسه:  تيپ زدي،  با كسي قرار داري؟!  دومي ميگه:  نه ولك, با گوز بعدي پرواز دارم.

 

 

 

 

جايزه برندگان قرعه كشي بانكهاي قزوين بصورت زير اعلام شد: نفر سوم يك دستگاه موتور سيكلت، نفردوم يك دستگاه ماشين، نفر اول كليد طلايي يك باب مهد كودك

 

 

 

 

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي

 

 

 

 

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده

 

 

 

 


به تركه ميگن: بچه كجائي؟ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم

 

 

 

 

دو تا چس داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: نچ ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم!

 

 

 

 

 بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

 

 

 

 

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم،  ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/05 | ساعت4:52 بعد از ظهر | توسط |


 بچهه از باباش میپرسه مامانا چطوری بچه دار میشن؟
 باباش میگه یه فرشته بچه رو میزاره تو دامن مامانا
 بچهه میگه یعنی کر..ن تأثیر نداره

 به رشتیه میگن آقا تو که ازدواج کردی در مورد این زنت تحقیق هم کردی؟میگه معلومه که تحقیق کردم،به هرکی داده راضی بوده

 

کپی

ترکه از ک..نش کپی میگیره ,میگن واسه چی؟ میگه فردا میرم قزوین میترسم اصلش رو پاره کنن

 

فرق

  از یه زن میپرسن فرق شوهرت با بچه ات چیه؟
 میگه: روزها به بچم میگم نکن بخور
 شب ها به شوهرم میگم نخور بکن

هیتلر در آخرین سخنرانی خود گفت: «آختن دوشتن آرمی کیکتن کوختن چفتن اس‌ام‌اس‌دن ریپید اشنایدر» یعنی: ارتش آلمان تو ک..ن اونی که اس‌ام‌اس تکراری میفرسته2

خانم : آقا يه لباس بدوز كه از جلو سينه هام معلوم باشه, از عقب باسنم
 خياط : خانم ما از اين لباسها بلد نيستم بدوزيم . يه لباس ميدوزم, خودت هر جا رفتي بگو ج…ده ام

  قزوینیه تو خواستگاری جواب رد می شنوه، رو ک..ن داداش عروس اسید می پاشه

  یه فیلسـوف قـزوینی میگه: « تا امید هست،آرزو نمی کنم

به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید؟ میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم 

 لره میخواسته ترتیب گاو شو بده، گاوه میگه: ما، ما, لره میگه: خفه‌ شو، اول ما، بعد تو

استاد زيست شناسي داشته آلت جنسي مرد رو توضيح ميداده، ميگه: اين آلت مثل زايده ايست كه به بدن مرد چسبيده، جاسم جان لطفاٌ بيا اينجا براي كلاس تشريح كن.‌ جاسم جان هم كه از قضا عرب بوده مياد پاي تخته و ميكشه پايين .استاده يك نگاهي ميكنه، ميگه:بله همونطوري كه گفتم، جاسم زايده ايست كه به اين آلت چسبيده

ترکه با جکی جان دعوا میکنه , جکی جان لباسشو پاره میکنه و میگه : آده… پنچه ی عقاب ..ترکه هم شلوارشو میکشه پایین و میگه :ها!!  .ک..ر خر

رشتيه به زنش مي گه اين ساعته که دستته از کجا اوردي؟ مي گه: معادله پاياپاي کردم, يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم


+ نوشته شده در یکشنبه 1387/09/24 | ساعت4:42 بعد از ظهر | توسط |